شاخه و برگ

يک روز گرم، شاخه اي مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن از برگ هاي ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روي زمين افتادند.

شاخه چندين بار اين کار را دد منشانه و با غرور خاصي تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت مي برد.

برگي سبز و درشت و زيبا به انتهاي شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت مي کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ي خشکي که مي رسيد آن را از بيخ جدا مي کرد و با خود مي برد. وقي باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خوش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتي که داشت از شاخه جدا شد و بر روي زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتي چشمش به آن شاخه افتاد بي درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روي زمين افتاد .

ناگهان صداي برگ جوان را شنيد که مي گفت: اگر چه به خيالت زندگي ناچيزم در دست تو بود ولي همين خيال واهي پرده اي بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کني نشانه ي حياتت من بودم.


پ.ن: سلام بر دوستان گلم.

ببخشید این چند روزه مشکلاتی برام پیش اومده بود که نمیتونستم بیام و به اینجا سر زنم.

ممنون که بهم سر میزنین.

فقط برای چند لحظه خودتونو اونجا ببينيد..


چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك (المپيك معلولين) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم.
آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود
 ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد .
 اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد. هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده .
سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقيقه براي آنها كف زدند.

قهرمان واقعي

رابرت داینس زو، قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه زنی بسوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد. زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش ازدست خواهد رفت. قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.
هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: ساده لوح خبر جالبی برات دارم!
آن زن اصلاً بچه مریضی نداشته که هیچ، حتی ازدواج هم نکرده. اون به تو کلک زده دوست من!
رابرت با خوشحالی جواب داد: "خدا رو شکر! پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده! این که خیلی عالیه!

تولــدم مبارك!!!

فروردين ....... ارديبهشت ........ خرداد ........ تير ........ مرداد .......... شهريور ........ و مهر "۷/۷"

تولدم مبارك!!!مرسي ممنون!!

 

بيا تولدم!!

 

كيك ميخواي؟ بفرما.. قابل شما رو نداره! البته كمي هم واسه يكي از دوستام بذارين چون اگه بهش نرسه زندم نميذاره!!

اينم كيكي با برگاي زيباي پاييزيو گلاي رز.

در خدمتيم. كادو يادتون نره ها!

پاييــز

        

 سلام بر پاييز......

پژواك صدا

پدری همراه پسرش در جنگلی می رفتند. ناگهان پسرك زمین خورد و درد شدیدی احساس كرد.او فریاد كشید آه... در همین حال صدایی از كوه شنید كه گفت: آه... پسرك با كنجكاوی فریاد زد «تو كی هستی؟» اما جوابی جز این نشنید «تو كی هستی؟» این موضوع او را عصبانی كرد.
پس داد زد «تو ترسویی!» و صدا جواب داد «تو ترسویی!» به پدرش نگاه كرد و پرسید:«پدر چه اتفاقی دارد می افتد؟» پدر فریاد زد «من تو را تحسین می كنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسین می كنم» پدر دوباره فریاد كشید «تو شگفت انگیزی» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگیزی». پسرك متعجب بود ولی هنوز نفهمیده بود چه خبر است.
پدر این اتفاق را برایش اینگونه توضیح داد: مردم این پدیده را «پژواك» می نامند. اما در حقیقت این «زندگی» است. زندگی هر چه را بدهی به تو برمی گرداند. زندگی آینه اعمال و كارهای نیك و بد توست.

لیله القدر

مبادا لیله القدرت سرآید، گنه بر نالم ام افزون تر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد، ولی این بنده ات سامان نگیرد . . .

نهج البلاغه: آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را می بینی که زودتر از تو دست به کار شده است.

التماس دعا

خیزش عروسک های 3....... جا نمونی از این کاروان مهربونی

 

                               یه خواهش         

من از همتون یه خواهش دارم.بیاین هرکدوممون برای یه بچه ای که بیماری خاص داره یا نه اصلا یتیمه ،یه اسباب بازی بخریم...تو این ماه عزیز.
من ازتون خواهش می کنم این کار یادتون نره.
نمی دونم یه تفنگ ،یه عروسک یا هر چی که به ذهنتون رسید براشون بخرید.
فکرش رو بکن!هر بچه ای شب با اسباب بازی ای که تو براش خریدی بخوابه...
"مرا به خواب هایت ببر..".

 

از همین الان بیاین به هم قول بدیم این کار رو شروع کنیم.هر سن و سالی که دارین چه فرقی می کنه.پول زیادی هم که نمی خواد.می خواد؟ حالا اگه نمی تونین یه اسباب بازی خفن بگیرین...،یه توپ کوچولو هم برای بچه ها شادی های تموم نشدنی داره.
هرکسی این کار رو کرد تو وبلاگش بنویسه.شما از من وارد ترین که چطور میشه یه بمب شادی درست کرد.چطور میشه همه رو خبر کرد که این کار رو بکنن.
من به تک تک وبلاگ هایی که برای "کودکی" اسباب بازی بخرن و خودشون بدستش بدن وبعد خاطرشون رو بنویسن سر می زنم.من اینجوری می فهمم که دوست های واقعیم کیا هستن.
من از همتون دارم خواهش می کنم....

* این نوشته دلی دست نوشته کامران نجف زاده ، تو شهریور 87 ... اولین خیزش عروسکی ...

* حالا ما ، اینکه میگم ما یعنی من ، تو ، حالا که کامران دور ِ از وطن آستین بالا زدیم که خیزش عروسکهای 3 رو بر پا کنیم ...

* فکر نمیکنم کسی از اینکه تو این ماه عزیز دل یه بچه رو شاد کنه ضرر کنه !

* قرار شد هر کی یا علی گفت و این کارو انجام داد همین پست رو کپی کنه و تو وبلاگش بزاره .

* تو این چند روز به هم سر بزنیم و هر کی این کارو کرد اسم وبلاگش رو زیر پست لینک بزنیم.

* یادتون نره حتما یه سری هم به سایت کامران نجف زاده بزنید و بگید که هنوزم داریم خاطره بازی میکنیم ...

* خودت هم میتونی هر چی خواستی به این پست اضافه کنی ...

 ** یه رنگین کمون قشنگ مهمون دفتر خاطرات میشه وقتی این خاطره رو توش حک کنی ...


مسافر شب ، سمیرا راهی ، نسیم ، تالار نقادان رادیو جوان ، مرد مجهول ، ساناز منوچهری ، فاطمه***محکم  ، زهرا-ض ، باران  ، فرزاد  ، ندا ، نرگس  ، مهسا صادقی ، مائده  ، پرتو  

از خیزش عروسک ها میگویند

سلام

سلام.

خوشم نیومد از فضای میهن بلاگ

دوباره برگشتم

اگـــر....

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10, 11, 12, 13, 14, 15, 16, 17, 18, 19, 20, 21, 22, 23, 24, 25,26

 آیا برای خوشبختی و موفقییت تنها تلاش سخت كافیست؟

تلاش سخت = (Hard work)

H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

 آیا دانش صد در صد ما را به موفقییت می رساند؟

دانش = (Knowledge)

K+N+O+W+L+E+ D+G+E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%

 عشق چگونه؟

عشق = (Love)

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

 خیلی از ما فکر می کردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟

پس چه چیز 100% را می سازد؟؟؟

پول = (Money)

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25= 72%

 رهبری = (Leadership)

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%

 اینها كافی نیستند پس برای رسیدن به اوج چه باید كرد؟

نگرش = (Attitude)

1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%

 

آری اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد

نگرش همه چیز را عوض می کند، نگاهت را تغییربده چشمهایت را دوباره بشوی همه چیز عوض میشه

رمضان

"شهر الرمضان الذی انزل فی القران"

فرا رسیدن ماه زولبیا و بامیه، بیخوابی شبانه، گرسنگی روزانه، روز شماری ماهانه، پرخوری سحرانه، افطاری شاهانه و توقع آمرزش سالانه به همتون مبارک.


پ.ن: اقا اگه منو دعا نکنین فقط ..... . آهم خوب میگیره ها!!!

 

خوشبختي ما در سه جمله است:

 تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا...

 ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم!

 حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا 

دكتر علی شریعتی

 

 

10 سوالي که خدا از تو نمي پرسد

1- خداوند از تو نخواهد پرسيد پوست تو به چه رنگ بود

بلکه از تو خواهد پرسيد که چگونه انساني بودي؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس‌هايي در کمد داشتي

بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوشاندي؟

3- خداوند از تو نخواهد پرسيد زيربناي خانه ات چندمتر بود

بلکه از تو خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتي؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه اي زندگي مي‌کردي

بلکه از تو خواهد پرسيد چگونه با همسايگانت رفتار کردي؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسيد چه تعداد دوست داشتي

بلکه از تو خواهد پرسيد براي چندنفر دوست و رفيق بودي؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسيد ميزان درآمد تو چقدر بود

بلکه از تو خواهد پرسيد آيا فقيري را دستگيري نمودي؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلي تو چه بود

بلکه از تو خواهد پرسيد آيا سزاوار آن بودي وآن را به بهترين نحو انجام دادي؟

8- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه اتومبيلي سوار مي‌شدي

بلکه از تو خواهد پرسيد که چندنفر را که وسيله نقليه نداشتند به مقصد رساندي؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسيد چرا اين قدر طول کشيد تا به جست و جوي رستگاري بپردازي

بلکه با مهرباني تو را به جاي دروازه هاي جهنم، به عمارت بهشتي خود خواهد برد.

10- خداوند از تو نخواهد پرسيد که چرا اين مطلب را براي دوستانت نخواندي

بلکه خواهد پرسيد آيا از خواندن آن براي ديگران در وجدان خود احساس شرمندگي مي‌کردي.

گل

   

   

   

   

و اینک اسپانیا.................!

  سلام.

و چه میکنه اسپانیا!

و در اخر:

انواع داداش براي دخترها

انواع داداش براي دخترها

 اصولا دخترهاي اين زمونه هفت - هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه يه کاري مي‌خوان.

 داداش شماره يک: بچه پولدار

ماشين داره، رستوران خوب ميرن باهم! اينترنت 24 ساعته مجاني هم بعنوان اشانتيون بهشون ميده.

 داداش شماره دو: يه پسر رومانتيک

خوراک درددل بشينن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گريه کنن با هم.

 داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم

هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون کنه، خان داداش جون حالشو مي‌گيره.

 دادش شماره چهار: از نوع هنري

خوراک رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه و محافل نقد فيلم. بليط جشنواره فجرشون تضمينيه. موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده. به اضافه ريش‌هايي مدل‌دار!

 داداش شماره پنج: خوش تيپ

خوراک اينه که ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنين، چه داداش جيگري دارم! داداش من خيلي خوش تيپه!

 داداش شماره شش: بچه معروف

هر هفته پنج‌شنبه‌ها يه پارتي دعوتت مي کنه. رقصشم خوبه. همه مدله بلده برقصه!

 داداش شماره هفت: متخصص کامپيوتر

هر وقت کامپيوترت خراب شد و گند زدي به سر تا پاي سخت‌افزار و نرم‌افزار و هرچي‌افزار داداش جونت مياد برات درست مي‌کنه!

 داداش شماره هشت: بچه مثبت

بچه مودبيه، وقتي ميري باهاش بيرون لپ‌هاش سرخ ميشه. خوراک اينه ببري به مامانت نشون بدي، بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت عاشق اين جور پسراست

 

عمرا اينارو بدوني......

عمرا اينارو بدوني...

1. توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت .

2. صداي اردک اکو ندارد .

3. چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است .

4. مورچه ها نمي خوابند .

5. الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد .

6. کد کشور روسيه 007 است .

7. اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي ماند .

8. ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند .

9. آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد .

۱۰. فاصله بين مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است .

۱۱. قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار ميتپد.

۱۲. دهان شما روزي يک ليتر بزاق توليد ميکند

۱۳. به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است.

۱۴. به طور موسط شما روزي ۵۰۰۰ کلمه صحبت ميکنيد که ۸۰٪ ان با خودتان است. !

۱۵. در ۱۵۰ سال گذشته ميانگين قد افراد در کشور هاي صنعتي ۱۰ سانتي متر رشد داشته است .

۱۶. از دست دادن تنها ۱٪ از اب بدن موجب تشنگي ميشود.

۱۷. مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند.

۱۸. يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند.

۱۹. عضله اي که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد.زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند .!!

۲۰. حدود ۱۳٪ مردم چپ دست هستند . اين رقم در گذشته ۱۱ ٪ بود .

۲۱. ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميکنند .

۲۲. حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشکيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب تشکيل شده اند . 

نظر یادتون نره.

ســـلام!

از دوست به دوست :   

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان كه هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است. فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم. ..........

…...…,•’``’•,•’``’•,
…...…’•,`’•,*,•’`,•’
...……....`’• ,,•’`

 سلام. من پاییزم.  امیدوارم که از مطالب این وبلاگ خوشتون بیاد و با هم حال کنیم. باز هم به من سر بزنید.

راستی نظر یادتون نره ها!!!!!!!